X
تبلیغات
دنیای یک فرشته

دنیای یک فرشته
خدای من! خدای من! چه خوش دادی جواب من!!! 
قالب وبلاگ

سلام دوستای گل و قشنگ و مهربونم که عاشق همتونم! ممنون از تک تکتون که اینقدر هوای منو دارید. تو پست قبل می خواستم برای اولین بار جواب دونه دونه دوستای گلمو زیر ابراز لطفشون بدم ، کم آوردم  امیدوارم اون دوستایی که بی جواب موندن ازم دلخور نشن. اینجا می خوام دوباره از همه تشکر کنم و بگم پذیرای نظرات ، پیشنهادات، انتقادات و راهنمایی هاتون هستم! شما ها بهم هر چی بگید من دلخور نمیشم و گوش می کنم . آخه شما از جنس خودمید. منظورم زن بودن نیست .بلکه شرایط مشابهیه که هممون یه جورائی درگیرشیم.

امروز صبح زنگ زدم رویان و جواب دوتا آزمایش رو دادم. (دیروزم آزمایش و تکرار کردم رقمش نزدیک ۶۰۰۰ بود) خانمه بهم گفت وای فکر کنم یه شیش قلویی بارداری! گفتم نه فقط دو تا برام گذاشتن. گفت ۲۰ دی سونوگرافی کن و خبرش رو به ما بده. بهتره بیای رویان ولی اگه نخواستی می تونی پیش یه دکتر نزدیک خونه هم بری. راستش مطب دکتر من خیلی خیلی از خونه و حتی از رویان دور تره! ولی با همه وجود دلم می خواد برم پیش دکتر خودمو زیر نظر اون باشم. خانم دکتر صفارزاده به حدی مهربون و خوش اخلاق و دوست داشتنیه که فراموش می کنی چه دکتر حاذق و متبحریه!!! الان جزو بهترین های ایرانه و تو مجله زندگی ایده آل قسمت سوالات پزشکی زنان می تونید عکسشو ببینید.

روز یکشنبه نذری پذون داشتیم. با مشارکت مالی پدر و مادرم و ما بچه ها. تو پارکینگ خونه خواهرم. منم واسه همه دعا کردم. خیلی ها جلو نظرم بودن. بهترین ها رو خواستم برای همه... 

راستی یه چیزی در مورد نذر بگم؟ همسایه روبروی دفتر کار ما (نمایندگی بیمه) آقاییه که یه ماشین نسبتا مدل بالا داره. از سه سال پیش که این ماشینو خرید پدرم چند بار بهش گفت بیا برای بیمه بدنه اقدام کن. ولی گوش نکرد و گفت من جای خاصی نمی رم. حالا هر هفته می ره شمال یا شهرشون نزدیک مشهد!!! الغرض تو تعطیلات چند روز پیش که رفته بود شهرشون بالای تپه ای با جاده خاکی ماشین کنترلشو از دست می ده و با چند تا معلق زدن میاد پایین و حسابی داغون میشه!!! حالا اومده و میگه یعنی حالا نمیشه کاریش کرد؟ پول زیادی هم حاظر بود بده تا بعد اتفاق بیمه نامه بگیره ولی...

می دونید منظورم چیه؟ من می گم ما باید تو زندگی مدام حق بیمه هامون رو به خدا بدیم. بچه یتیم! عروس بی جهاز! زن بی سرپرست و آدم مستحق! بدون اینکه با خودمون فکر کنیم من از هر مشکلی مبرا هستم و برام هیچ اتفاقی نمی افته! اما در واقع هر لحظه و هر لحظه در معرض هر بلایی هستیم. نذری واسه من شبیه اون رشوه ای می مونه که آخر سر می خوای به خدا بدی تا مشکلتو حل کنه!!! البته لطف و کرم خدای ما بیشتر از این حرفاست که بخواد با مقررات خشک شرکت بیمه مقایسه بشه. به نظر من نذر کردن خیلی قشنگه! به شرطی که با خدا گرو کشی نکنیم!!! نذر مونو ادا کنیم حتی اگه به خواستمون نرسیدیم. شاید یه چیزی پشت پرده است که ما نمی بینیم...

یلدا هم بر همه مبارک. امسال یلدای مفصلی نداریم. مامانم میگه شب هفت امامه . طلبتون سال دیگه... قبوله! ولی حافظ یادم نمیره. 

[ سه شنبه سی ام آذر 1389 ] [ 10:3 ] [ لاله ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من و همسرم علی بیشتر از 9سال پیش با هم آشنا شدیم چند ماه بعد عقد و بیشتر از 7 ساله که زندگی مشترکمون رو زیر یه سقف شروع کردیم و به خواست و معجزه خدا صاحب دو تا دختر دوقلو شدیم... شیلا و شاینا ! همه زندگی مامان و بابا !
راستی ما عاشق سفریم... وبلاگ صد کشور (اولین وبلاگ لینک هام) سفرنامه های خارج از کشور ماست...
لینک دوستان
امکانات وب